خرید بک لینک

ساعت حوالی ۱ بامداد _ داخلی _ خانه

تنیده یاد تو، در تار و پودم، میهن، ای میهن! / بود لبریز از عشقت، وجودم، میهن، ای میهن!

امتحان نهایی ادبیات امروز بندرعباس

بوم، عه زدن

تو بودم کردی از نابودی و با مهر پروردی، / فدای نام تو، بود و نبودم، میهن، ای میهن!

بوم، عه زدن

به هر مجلس، به هر زندان، به هر شادی، به هر ماتم، / به هر حالت که بودم با تو بودم، میهن، ای میهن!

بوم، عه زدن

حوالی ۸ صبح_ داخلی_ حوضه

_صدای جیغ و همهمه یهویی قبل از دادن پرسش نامه

عه چیشد؟

نمیدونم

بزار از مراقب بپرسم... خانوم چیشده ؟

چیزی نیست بچه ها بیکارن بشینن برگه اشونو میدیم

عه مگه میشه

چیشده؟

نفهمیدی همین نزدیک اینجا رو سه بار زدن الان، خانواده ها اومدن بچها رو ببرن

وا سر نهایی مگه میشه برن

چند دیقه بعد

مراقبا دارن میگن برین بیرون

بیرون بعضیا که از ترس زودتر و بی اجازه رفته بودن گوشی دارن حالا دارن چی رو‌نگاه میکنن من نمیدونم

سوالا پخش شده ؟ فک کنم

دوتا اقا که مسئول و کاره ای هستن رو میارن سر جلسه بهمون یکسدی بیانات بدن میدونم کاره خاصی نیستن ولی تو دلم میگم گمشو پفیوز شاید دنبال توان

برگردیم امتحانو بدیم ادبیات از همیشه برام سخت تره انگار نه انگار منم انگار یه بخشی از مغزم تو گرمای جانگذار تیر امسااال بندر آب شده

یه دختره از اونور حالش بده شد فریاد میزنه : چرا سرم داد میزنی گفتم کولر بزن فقط

دو نفر بلند میشن براش آب میبرن

هنوز غصه میخورم حس میکنگ زحمتام حیف شده نکه بگم بد دادم خوب دادم کلی اگه حساب کنی به نسبت خودم نه:))))

برچسب: نویسنده: یگانه عباسی تاريخ: شنبه 14 شهريور 1405 ساعت: 10:10

صفحه بندی