
یه اژرها دارم تو مغزم که میخواد زبانشو جدی بخونه همزمان ترکیشو بهتر کنه همزمان فرانسه بلد باشه هم فیلم بسازه هم فیلم نامه نوین بنویسه هم مستند بسازه هم مستند خوب ببینه فیلم خوب ببینه کتاب فاخر بخونه بره بیاد دوست بهروز پیدا کنه درس بخونه مهاجرت کنه هنرمند باشه پیشرفت کنه یه اژدها هم هست که خوده منم که فلجه انگار و خوابیده رو تخت منتظر ناجی ای که هیچوقت نمیاد:)))
برچسب:
نویسنده: یگانه عباسی